من مورچه ای رو مسخره میکردم که عاشق یه تفاله چایی بود . خودم رو فراموش کردم که زمانی عاشق کسی بودم که فکر میکردم آدم است...


من مورچه ای رو مسخره میکردم که عاشق یه تفاله چایی بود
خودم رو فراموش کردم که زمانی عاشق کسی بودم که فکر میکردم آدم است


میگن دنیا اسمش دخترونست وفا نداره
خب توجهان صداش کن ببین فرقی به حالت می کنه


جنس بغض من آنقدرهم خوب نیست
تا اسمت را می شنود میشکند …


راحت بگویم
بر باد داد چون دود سیگار دودمانم را…


پر از اشکم ولی میخندم به سختی
به قول فروغ که می گفت : شهامت میخواهد سردباشی و گرم بخندی!


در آخر گفت : بازی برد و باخت دارد
زبانم بند آمد که به او بگویم :
بی انصاف کدام بازی ؟ ، من با تو زندگی کردم


نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه