تأثير هنر بر کودکان

تأثیر هنر بر کودکان

راسخون: هنر گرایشی است خودجوش. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که علاقه ای به هنر ندارد. نوعی نیاز به آفرینش در انسان وجود دارد که او را تشویق به ساختن یا خلق کردن چیز جدیدی می کند. این آفرینش از همان کودکی در نهاد کودک وجود دارد.

 

تأثير هنر بر کودکان - تصویر 1


به جرأت می توان گفت حتی قبل از تولد نیز هنر بر روی جنین تأثیر خاص خود را دارد. مادرانی که باردار هستند می توانند این نکته را در خود و کودکی که در رحم دارند، امتحان کنند. شنیدن موسیقی ملایم و خوشایند مادران را به احساسی ملایم و نشاط آور می رساند و تأثیرات این نشاط و آرامش بر جنین نیز قابل مشاهده است.

 

اگر مادری مرتب در ضمن بارداری به موسیقی ملایم و فرحبخش گوش دهد و این امر را تا تولد کودکش ادامه دهد، بعد از تولد هم می تواند برای آرام کردن او از همان موسیقی آشنا استفاده کند. کودک پس از شنیدن موسیقی آشنا، همان واکنش های آرام بخش را خواهد داشت و به شنیدن موسیقی آشنایش ادامه خواهد داد.


تا قبل از اینکه کودک بتواند نقوش را دقیق ببیند، نقش ها را کمی مات و دندانه دار می بیند ولی تأثیر رنگ را با کمی تأخیر کاملاً جذب می کند. تأثیر رنگ ها چنان شگفت انگیز است که به عنوان مقوله ای مستقل قابل بحث و بررسی است. ولی درباره رنگ به عنوان ابزاری که در هنرهای تجسمی استفاده می شود می توان چنین گفت که رنگ های ملایم و روشنی ایجاد آرامش و لذت بصری بیشتری می کند تا رنگ های تند.


از زمانی که کودک قادر به کنترل تقریباً دقیق دست هایش می شود آغاز به خلق و آفرینش می کند و این همان آغاز گرایش به هنر است.
هنرها، فقط هفت هنر کلاسیک شناخته شده نیستند بلکه هر ابداعی که کودک بتواند انجام دهد، علاقمندی او را به هنر نشان می دهد.

 

 

آموزش هنر به کودک
 

اگر برای هنرمعنایی مستقل، معادل خلق و ایجاد پدیده ای نو قائل شویم، خواهیم دید کودکان بیشتر از بزرگسالان، خلاق و آفرینشگر هستند. مشروط بر این که والدین با چون و چراها و سلیقه های شخصی و راه حل های اشتباه جلوی خلاقیت آنها را نگیرند.


به همین جهت است که در مورد آموزش بعضی هنرها نظیر نقاشی، کارشناسان تعلیم و تربیت هنر کودکان توصیه می کنند، قبل از ده سالگی مطلقاً آموزش نقاشی به شکل کلاسیک و قاعده مند نباید اجرا شود . یک مربی خوب هنر، فقط می تواند کودک زیر ده سال را در مسیر راهنمایی کند.


یک مربی هنر باید از ایده دادن، خط دادن، مقایسه مهارت کودکان با هم و شتابزدگی در نقاشی پرهیز کند.


در مورد سایر هنرها، سنین زیر ده سال بهترین سال های فراگیری هستند. به شرط آن که نحوه تدریس و تعلیم پر از شور و عشق و تفریح باشد، نه اجباری و خشک. بایستی از کودکان زیر ده سال در اجرای تئاترها و هنر آفرینی در نقش ها استفاده کرد. مربی اجرای نمایشنامه می بایست با عشق و حوصله استعدادیابی کند، نقش پذیری را در کودکان مهد تشخیص دهد و با توجه به علاقمندی کودک، او را برای نقشی در نظر گرفته و در اجرای نقش گام به گام و بدون سختگیری راهنمایی کند.

 

از تشویق برای پیشرفت و ارزش نهادن به مهارت های کودک در اجرای نقش بهره ببرد. از رنگ ها و فرم های جذاب و مورد علاقه کودکان برای صحنه آرایی استفاده کند. در بسیاری مواقع نمایشنامه های موزیکال، که اجرای نمایش توام با شعر خوانی و موسیقی است برای کودکان جذاب تر است و آموزش آن هم به دلیل همراه شدن با موسیقی راحت تر است. کودکانی که تماشاگر هستند نیز نمایشنامه های موزیکال را ترجیح می دهند. حتی در سنین زیر چهارسال تماشاچی خردسال با علاقه حوادث روی صحنه را دنبال می کند.


زمان نمایشنامه ها نباید طولانی باشد، موسیقی نباید خیلی بلند و تند باشد و بازیگران باید با شادی و به صورت شمرده شمرده صحبت کنند.


انتخاب موسیقی و نوع آن بسیار مهم و تعیین کننده است. پرهیز از موسیقی های تند و هیجان آور توصیه می شود. شنیدن اصوات با فرکانس بالا، هیجان های تند و سائق وار، انرژی معکوس ایجاد می کند.


شنیدن طولانی مدت موسیقی های تند به ویژه با صدای بلند به شدت به سیستم عصبی و شنوایی کودک صدمه می زند. کودک را باید از محیط های پر صدا و موسیقی گوشخراش دور کرد.


زمانی که سیستم عصبی کودک کامل شود، کم کم می تواند صداهای بلند و موسیقی تند را بپذیرد. اما نباید در فرایند عادت پذیری او شتاب زده عمل کرد.
امروزه والدین، حساس تر و دقیق تر از گذشتگان شده اند و مسئله تک فرزندی هم دقت و اهمیت تربیت را بیشتر کرده است. به همین جهت از ابعاد متعددی کودک مرکز توجه والدین است. اما با این وجود هنوز راه های تشخیص گرایش های هنری در کودکان، مطالعات و شناخت بیشتری می طلبد.


برای اینکه والدین فرزندان یا فرزند خود را وسیله ای برای رسیدن به آرزوهای شخصی خودشان نکنند، آموزش و مطالعه مفید ضروری است. پس از شناخت نسبی هنر و لزوم پرداختن به آن در مطالب آتی، به راه های شناخت نوع علاقمندی با توجه به زمینه های استعدادیابی در کودکان خواهیم پرداخت.
واقع بینی، کشف تناسب بین علاقمندی به نوع خاصی از هنر و داشتن استعداد برای آموزش و نیز پیگیری آموخته ها، نکته مهم پس از شناسایی زمینه های گرایش کودک است.

کودک
هنر
موسیقی
مهارت
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه